تاریخچه آیین وودو در هائیتی

آیین وودوو / Voodoo

خب این اولین نوشته این وب‌سایته و تنها دلیلش هم اینه که اخیراً کلی مطلب در موردش خوندم و بیشترین چیزیه که ازش یادمه!

اگه فکر می‌کنید خیلی مطلب تیره و تاریکی رو برای شروع انتخاب کردم، صبر کنید تا مطلب بعدی که در مورد شیطان‌ها و دیوهاست رو بنویسم :))))

قبل از هر چیزی بگم که بیشتر مطالب از کتاب «دایره‌المعارف مصور نمادها و نشانه‌ها» از انتشارات سایان برداشته شده. حالا بیشترش که نه، ولی خب چون دارم اون کتاب رو الآن می‌خونم، شروع سرنخ‌هام از اونجاست!

خب، مقدمه‌چینی بس است!

وودوو چیه؟

بیاین اول از باور عموم بهتون بگم. اگه فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب رو نگاه کرده باشین، توی قسمت Pirates of the Caribbean: On Stranger Tides (2011) یه عروسکی وجود داره، درست شبیه خود کاراکتر جک اسپارو، و هر بلایی که سر اون عروسک بیاد، جک اسپارو هم حسش می‌کنه. فیلم خوبیه، اگه ندیدین برید ببینید.

خلاصه… همچین عروسک‌هایی واقعاً وجود دارن و بهشون «وودوو» می‌گن، ولی این همه‌ی چیزی نیست که در مورد وودوو وجود داره. مثلاً می‌دونستید که در اصل توی هائیتی یک آیینی وجود داره به اسم آیین وودوو یا Vodou؟ ولی خب بیاین یکم اطلاعاتم در مورد هائیتی رو به رختون بکشم!!

تاریخچه خیلی خیلی مختصر هائیتی

در اصل اگه چند وقت پیش با اون دوستم که اهل پادکست گوش دادنه (چه کار حوصله‌سربری!) به یه سفر ۱۴ ساعته نمی‌رفتم و اتفاقی یه پادکست از آلبوم «در مورد» یکی از آهنگ‌های باب مارلی که از اقوام هائیتی الهام گرفته بود رو گوش نمی‌دادم، به اجبار، احتمالاً وقتی داشتم در مورد وودوو می‌خوندم، توی ذهنم صداهای کلیک‌کلیک (که ناشی از تطبیق اطلاعاته) نمی‌شنیدم.

قضیه از این قراره که خیلی خیلی سال پیش، قبل از اینکه کریستف کلمب آمریکا رو کشف کنه، یه پول تپلی از اسپانیا می‌گیره و با کشتی راهی یه جایی سمت آمریکا می‌شه و سر راه به جزیره‌ی هائیتی برمی‌خوره. اونجا می‌بینه که مردم بومی هائیتی که خیلی کم‌جمعیت و مهمان‌نواز و ساده بودن، یه عالمه معدن طلا دارن و از ارزشی که توی دنیا داره خبر ندارن! برای همین بعد از یکم استراحت، بدو بدو برمی‌گرده اسپانیا و این بار مجهز میاد به قصد غارت معدن‌ها.

متأسفانه مردم هائیتی توی یه جزیره‌ی ایزوله زندگی می‌کردن و بدنشون نسبت به باکتری‌ها و ویروس‌هایی که آقای کریستف و دوستانش با خودشون آوردن مقاوم نبود و کم‌کم نسلشون منقرض شد! کریستف کلمب هم که نیاز به کارگر داشت و پول هم خیلی کم داشت، رفت سراغ آفریقا و از اونجا کلی آفریقایی آورد و مسیحیشون کرد (چون از طریق مسیحیت می‌تونست بهشون القا کنه که باید برده باشن و مجانی برای ارباباشون کار کنن و از خداشون هم باشه که کار دارن و یه سقف و غذای حداقلی).

بعد از چند صد سال هم آفریقایی‌ها شورش می‌کنن و جزیره رو مال خودشون می‌کنن و الان دیگه هائیتی یه سرزمین مستقله!

حالا من خیلی خیلی مختصر گفتم، ولی شما حتماً برید یا پادکست رو گوش بدین یا بخونید در مورد تاریخش، یا هم اصلاً شاید یه روز خودم مفصل در موردش نوشتم…

آئین وودوو

من واقعا لازم داشتم که واستون یه تاریخ مختصر از هائیتی رو بنویسم چرا که آئین وودوو در اصل از آفریقای غربی اومده و یه عالمه هم از کارائیب (باب مارلی از اونجا اومده و اونا از مردم هائیتی الهام گرفتن به انقلابشون) و مسیحیت ترکیب شده باهاش.

یه لحظه صبر کنید کتابمو باز کنم و فکت چک کنم! 

خب حله!

وقتی کریستف کلمب داشت آفریقایی های بدبخت تازه به زور مسیحی شده رو با خودش بار میزد و میاورد هائییتی، مردم برای اینکه دین خودشون رو مخفیانه با خودشون بیارن به هایئیتی از نماد استفاده کردن و برای همین جلوتر میبینید چقدر برای هر چیزی کوچیکی نقاشی و نماد و عروسک داشتن!

حالا!!! اصل مطلب!

بریم عمیق تر بشیم...

در اصل کلمه‌ی وودوو ریشه‌ش از یه کلمه‌ی آفریقایی به اسم Vodun هست که معنیش می‌شه روح! همون‌طور که گفتم، این دین از ترکیب چندتا دین توی آفریقای غربی به وجود اومده و با مسیحیت ترکیب شده. برای همین خیلی وقتا می‌بینیم که اسم یه سری مراسماتی که دارن، از اسامی مسیحی هستش.

ریشه‌ی کلمه رو هم که گفتم… خب!
برای مردم معتقد به این دین، ارواح خیلی مهم بودن و توی شرایط سخت از اونا کمک می‌گرفتن؛ مثل توی اسلام که ابوالفضل یه نماد مقاومت شناخته می‌شه و برای این چیزا زیاد اسمشو می‌برن.

حالا توی وودوو، مردم خیلی جدی‌تر با این ارواح کار داشتن؛ چه برای کمک گرفتن و چه برای شکرگزاری، یه مراسم مفصل با رقص و موسیقی برپا می‌کردن و نمادی که برای ابوالفضل در نظر گرفته بودن رو روی زمین می‌کشیدن (به این می‌گن وِوِر Vever) و کم‌کم یک نفر یا چند نفر وارد یه خلسه‌ای می‌شدن که معنیش این بود روحی که می‌خواستن وارد بدن اون افراد شده و حالا مردم می‌تونن درخواستشون رو بیان کنن. (خیلی شبیه مراسم زار توی هرمزگانه)

به این نمادهایی که برای هر کدوم از این ارواح در نظر گرفتن، می‌گن لوآ یا Loa یا Lwa.

لوآ یا Loa یا Lwa

بازم می‌گم… مردم معتقد به دین وودوو خیلی عاشق روح بودن، برای همین کلی نماد داشتن (بیشتر از ۳۰۰ تا) و اون‌قدر نماد داشتن که براش اسم گذاشتن. به اون روحی که خطاب می‌کنیم می‌گیم لوآ و به نمادش می‌گیم وِوِر. معنی دقیق لوآ می‌شه راز یا سِر.

هر کدوم از این ارواح مربوط به یه آدم واقعی بوده که قبلاً زنده بوده؛ یه روحانی بزرگ، یه قهرمان جنگ یا یه آدم خیلی مهربون که توی ذهن همه موندگار شده. هر کدوم از این لوآها به دنیای طبیعی ربط دارن، مثل روح عشق، روح جنگ، روح باروری و حتی روح مرگ!

 

خب رسیدیم به اونجایی که چرا توی فیلم دزدان دریایی کارائیب از اون عروسکه استفاده شده و به اون هم می‌گن وودوو و به این هم می‌گن وودوو.

در کل ما دو نوع وودوو داریم؛ مدل اورجینالش همینی هست که تا الان بهتون توضیح دادم. مدل اول از آیین وودوویی که ریشه‌ی آفریقایی داره، بهش می‌گن رادا (Rada) و ارواح خوبی هستن و با چیزهای طبیعی مثل استفاده از گیاه و گل‌های طبیعی احضار می‌شن.

یه مدل دیگه هم هست به اسم پترو (Petro) که ریشه‌ی کارائیبی دارن و ارواح پلیدی هستن و به قصد آسیب زدن، با جادوی سیاه که معمولاً قربانی کردن و خون ریختنه، احضار می‌شن و اون عروسکی که می‌بینیم برای طلسم کردن دیگران از همین نوعشه!

وِوِر یا Vever پاپا لِگبا

اینجا بخش مورد علاقه‌ی منه و باید قول بدین که اگه این نوشته کنجکاوتون کرد، حتماً برید در مورد انواع وِوِرها بخونید. قول بدین همین الآن!!

خب، وِوِر هر کدوم از لوآها منحصر‌به‌فرده و معمولاً برای احضار لوآی اصلی لازمه که قبل و بعدش یه سری لوآی دیگه رو احضار کنن. اولین و آخرین لوآیی که احضار می‌شه مربوطه به پاپا لگبا (Papa Legba) که به عنوان نگهبان دروازه‌ی بین دنیای مادی و معنوی شناخته می‌شه و وِوِرش روی زمین کشیده می‌شه.

برای همین اول مراسم روی زمین می‌کشنش و ازش می‌خوان دروازه رو برای ورود لوآی اصلی باز کنه و وقتی مراسم احضار تموم شد، دوباره روی زمین می‌کشنش و ازش می‌خوان که دروازه رو ببنده.

پس همین‌جا از پاپا لگبای عزیزم می‌خوام که دروازه‌ی این مطلب رو واسمون ببنده.

آها قبلش اگه خواستین میتونید از این دو تا منبع اطلاعات بیشتری بگیرید:

تاریخچه کامل وودوو

آشنایی با اکثریت وِوِرها

وور پاپا لگبا

وور پاپا لگبا

نگهبان دروازه بین دنیای مادی و معنوی

وور دامبالا ودو

وور دامبالا وِدوو

نماد خلفت و آفرینش زندگی

وور بارون صامدی

ورور بارون صامِدی

محافظ مردگان